على محمدى خراسانى
18
شرح رسائل (فارسى)
ندارند كه آيا اين اصول مفيد ظن هستند يا خير بلكه تعبدا عند الشك فى مراد المتكلم از آنها بهره مىگيرند و موضوع اين اصول هم عدم العلم بالقرينة و يا احتمال وجود و عدم قرينه است يعنى عقلاء تا مادامىكه علم به قرينه بر مجاز [ قرينهء عام تخصيص و قرينه مطلق تقييد و . . . مىباشد ] پيدا نكردهاند از اين اصول استفاده مىكنند . 2 - عقلاء عالم از اين اصول به مناط تعبد عقلائى استفاده مىكنند نه به مناط ظن به واقع و ضمنا موضوع اين اصول هم عدم التعبد بالقرينه است يعنى مادامىكه شارع مقدس ما را به قرينهاى بر خلاف ظاهر متعبد نكرده يا عقل چنين تعبد و الزامى نياورده ما از اصول لفظيه استفاده مىكنيم . [ كلمهء فتأمل اشاره به استبعاد اين مبنا است و ضمنا نسبت بين مبناى اول و دوم عموم من وجه است زيرا عدم العلم بالقرينة اعم است از اينكه فى الواقع قرينهاى باشد يا نه و برفرض بودن ما بدان متعبد باشيم يا نه ولى عدم التعبد اعم است از اينكه ما بدانيم قرينهاى هست يا نه و اى چهبسا در واقع باشد و ما بدان متعبد باشيم ولى ندانيم و يا متعبد نباشيم خلاصه بين علم و تعبد هر نسبتى بود بين عدم آن دو هم كذلك ] 3 - عقلاء عالم از اين اصول به مناط ظن به واقع استفاده مىكنند يعنى از آن رهگذر كه عقلاء عالم بعد الفحص و اليأس ظن به مراد متكلم پيدا مىكنند روى اطمينان از اين اصول بهرهبردارى مىكنند و البته در اين رابطه نظراتى مطرح است كه آيا ظن شخصى به وفاق لازم است يا نبود ظن شخصى بر خلاف معتبر است يا ملاك ظن نوعى و شأنى به مراد است و ظن شخصى ارزشى ندارد ؟ رأى مشهور همين ظن نوعى است و ما برآن اساس بحث خواهيم كرد . از طرف ديگر در رابطه با قرينهاى كه بر خلاف ظاهر قائم شده مثل دليل